![]() |
![]() |
|
|
eyeOS یک سیستم عامل برای اجرای نرم افزار های مختلف بر روی اینترنت
است. eyeOS یک نمونه خوب از محاسبات ابری است، eyeOS با زبان برنامه نویسی PHP نوشته شده است و یک پروژه کاملاً مجانی و منبع باز می باشد. شما می توانید آخرین ورژن eyeOS را از سایت آن دانلود و بر روی سرور شخصی خود نصب کنید.
نرم افزار هایی که به صورت پیش فرض بر روی eyeOS وجود دارند قابل بروز رسانی می باشند و همچنین نرم افزار های بسیار دیگری نیز امکان نصب بر روی eyeOS را دارند. برای دیدن یک نمونه نصب شده این لینک را مشاهده کنید و امکانات آنرا امتحان کنید. شناسه ورود عبارت root و کلمه عبور نیز demo123 می باشد. منبع : وین بتا، به نقل از PotatoZone |
|
یک تحلیلگر امنیتی خبر از وجود یک حفره امنیتی در پیامک آیفون داد که مهاجم را قادر می سازد کنترل از راه دور دستگاه را در اختیار بگیرد.
یک محقق امنیتی روز پنج شنبه ۱۱ تیرماه خبر داد که شرکت اپل قصد دارد در اواخر ماه یک اصلاحیه برای یک آسیب پذیری در آیفون ارائه دهد. فرد مهاجم با ارسال پیامک و سوءاستفاده از آسیب پذیری مذکور قادر است کنترل از راه دور گوشی را در اختیار بگیرد. بنا بر اظهارات یک تحلیلگر امنیتی به نام “چارلی میلر” که یکی از نویسندگان کتاب The Mac Hacker’s Handbook نیز می باشد، فرد مهاجم می تواند از یک نقص در شیوه تعامل آیفون با پیامک ها برای کارهایی نظیر دنبال کردن GPS جهت مکان یابی گوشی، روشن کردن میکروفن برای استراق سمع، و یا در اختیار گرفتن کنرل گوشی و اضافه کردن آن به شبکه رایانه های خرابکار سوءاستفاده کند. وی اظهارات فوق را در کنفرانس SysCan در سنگاپور اظهار داشته است. میلر بنا بر توافقنامه ای که با شرکت اپل امضا کرده است از ارائه جزئیات بیشتر در مورد نقص امنیتی مذکور منع شده است ولی وی به شنوندگان وعده داد که در کنفرانس Black Hat که در اواخر ماه جولای در لاس وگاس برگزار خواهد شد، جزئیات بیشتری را ارائه خواهد داد. وی ادعا می کند که آیفون حتی با وجود حفره امنیتی پیامک که بسیار مهم ارزیابی شده است، نسبت به سیستم عامل های دیگر بر روی رایانه های شخصی، بسیار امن تر است، زیرا آیفون از Adobe Flash و جاوا پشتیبانی نکرده و تنها نرم افزارهایی را که توسط اپل امضای دیجیتالی شده اند را نصب می کند. همچنین از داده های ذخیره شده بر روی حافظه محافظت سخت افزاری انجام می دهد و برنامه های کاربردی را در Sandbox انجام می دهد. منبع : وین بتا به نقل از مرکز امنیت ایران |
|
بزرگترین پروژه ی عمرانی با الهام از " لانه موریانه ها " ساخته میشود.
رفتن از طبقه همکف این برج به آخرین طبقه ی آن با آسانسور سریع السیر نزدیک 10دقیقه طول می کشد. این برج استثناییultima tower نام دارد که طراحی و ساخت آن از سوی شرکت آمریکایی موسوم بهeugene tsui مورد بررسی قرار گرفته است . ارتفاع : 7/3218 قطر ( همکف) : 8/1 کیلومتر مساحت زمین : 14 کیلومترمربع زیربنا : 140کیلومترمربع تعداد طبقات : 500 جمعیت : یک میلیون نفر سرعت آسانسور : 6 متر بر دقیقه هزینه ساخت :150 میلیار دلار هنوز تصمیم نهایی درباره مکان ساخت این پروزه گرفته نشده است . گفته میشود تمامی سطح خارجی این سازه از صفحات خورشیدی پوشیده خواهد شد. و از آن گذشته وجود اختلاف فشار هوا میان قسمت پایین و بالای برج کمک زیادی به تولید انرزی برق خواهد کرد. همچنین انبار های بزرگ آبی در12 قسمت مجزای این سازه ساخته خواهد شد تا از آنها برای اطفای حریق استفاده شود. منبع : http://www.gizmag.com |
![]() با آرزوی سالی سرشار از موفقیت و شادی برای همه هموطنان عزیز |
|
میلاد فرخنده یگانه منجی عالم هستی ، مهدی موعود (عج) بر تمامی منتظران آن حضرت مبارک باد ><><><><><><><><><><><><><><><><><>< در سرى نيست كه سوداى سر كوى تو نيست دل سودا زده را جز هوس روى تو نيست سينه غمزدهاى نيست كه بى روى و ريا هدف تير كمانخانه ابروى تو نيست جگرى نيست كه از سوز غمت نيست كباب يا دلى تشنه، لعل لب دلجوى تو نيست عارفان را ز كمند تو گريزى نبود دام اين سلسله جز حلقه گيسوى تو نيست نسخه دفتر حسن تو، كتابى است مبين ور بود نكته سربسته، به جز موى تو نيست ماه تابنده بود، بنده آن نور جبين مهر رخشنده به جز غرّه نيكوى تو نيست خضر عمرىست كه سرگشته كوى تو بود چشمه نوش، به جز قطرهاى از جوى تو نيست نيست شهرى كه ز آشوب تو، غوغايى نيست محفلى نيست كه شورى ز هياهوى تو نيست (مفتقر) در خم چوگان تو گويى، گويىست! چرخ با آن عظمت نيز به جز كوى تو نيست |
|
گوشی جدید سونی اریکسون مدل K770 جدید ترین محصول این شرکت است که بزودی وارد بازار می شود . این تلفن همراه قابلیت پشتیبانی از شبکه های UMTS / GSM 900 / GSM 1800 / GSM 1900 را داراست .
سایر ویژگی ها و امکانات این گوشی بطور مختصر در زیر آمده است : Ringtones Type : Polyphonic (72 channels), MP3 |
|
نامش پیر (Pierre) و فامیلش امیدیار Omidyar) ) بود. او هم مانند دیگر بازیگران بزرگ عصر دیجیتال ، در اواسط اخرین دهه قرن بیستم میلادی ، یعنی سپتامبر 1995 ، پورتالی را طراحی و راه اندازی کرد که ایده خلاقانه و دیجیتالی او و همسرش Pam ، اکنون به نام ebay ، مشهورترین و برترین سایت حراجی آنلاین وب به شمار می رود.
پیر امیدیار در ۲۱ ژوئن ۱۹۶۷ از پدری ایرانی و مادری فرانسوی در پاریس به دنیا آمد. ۶ ساله بود که با خانواده اش به مریلند آمریکا رفت و در ۱۴ سالگی با نوشتن دومین برنامه رایانهای برای کتابخانه مدرسه پا به دنیای بیتها گذاشت. برای خواندن ادامه بیوگرافی ، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید . ادامه مطلب |
|
کورش کبير: اگر ميخواهيد دشمنان خود را تنبيه کنيد به دوستان خود محبت کنيد
ناپلئون بناپارت: مردان مردد هرگز موفق نميشوند جرج برنارد شاو: سعي کنيد تا چيزهايي راکه دوسـت داريـد بـدست آوريـد و گــرنه ســرانــجام نـاچـار خـواهيد شد چيزهايي را کـه بدست آوردهايـد دوست بداريد. آلبرت انشتين: قوه تخيل از دانش مهمتر است اوشو: شاد باش تا حسود و جاهطلب نباشي اديسون: رمز موفقيت سه چيز است... تلاش، تلاش، تلاش |
|
جري مدير يک رستوران است. او هميشه در حالت روحي خوبي به سر مي برد. هنگامي که او محل کارش را تغيير مي دهد بسياري از پيشخدمتهاي رستوران نيز کارشان را ترک مي کنند تا بتوانند با او از رستوراني به رستوران ديگر همکاري داشته باشند . چرا؟ براي اينکه جري ذاتا يک فرد روحيه دهنده است . اگر کارمندي روز بدي داشته باشد ، جري هميشه هست تا به او بگويد که چگونه به جنبه مثبت اوضاع نگاه کند مشاهده اين سبک رفتار واقعا کنجکاوي مرا تحريک کرد ، بنابراين يک روز به سراغ او رفتم و پرسيدم من نمي فهمم ! هيچکس نمي تواند هميشه آدم مثبتي باشد . تو چطور اينکار را مي کني ؟ جري پاسخ داد : "هر روز صبح که از خواب بيدار مي شوم و به خودم مي گويم، امروز دو انتخاب دارم. مي توانم در حالت روحي خوبي باشم و يا مي توانم حالت روحي بد را برگزينم. من هميشه حالت روحي خوب را انتخاب مي کنم هر وقت که اتفاق بدي رخ مي دهد، مي توانم انتخاب کنم که نقش قرباني را بازي کنم يا انتخاب کنم که از آن رويداد درسي بگيرم. هر وقت که شخصي براي شکايت نزد من مي آيد، مي توانم انتخاب کنم که شکايت او را بپذيرم و يا انتخاب کنم که روي مثبت زندگي را مورد توجه قرار دهم . من هميشه روي مثبت زندگي را انتخاب مي کنم." من اعتراض کردم : " اما اين کار هميشه به اين سادگي نيست " جري گفت : "همينطور است. کل زندگي انتخاب کردن است. وقتي شما همه موضوعات اضافي و دست و پاگير را کنار مي گذاريد، هر موقعيتي، موقعيت انتخاب و تصميم گيري است. شما مي توانيد انتخاب کنيد که چگونه به موقعيتها واکنش نشان دهيد. شما انتخاب مي کنيد که افراد چطور حالت روحي شما را تحت تاثير قرار دهند. شما انتخاب مي کنيد که در حالت روحي خوب يا بدي باشيد. اين انتخاب شماست که چطور زندگي کنيد" چند سال بعد، من آگاه شدم که جري تصادفا کاري انجام داده است که هرگز در صنعت رستوران داري نبايد انجام داد او درب پشتي رستورانش را باز گذاشته بود. و بعد ؟؟؟ صبح هنگام ، او با سه مرد سارق روبرو شد آنها چه مي خواستند؟ پول؟؟؟؟ درحاليکه او داشت گاوصندوق را باز مي کرد به علت عصبي شدن دستش لرزيد و تعادلش را از دست داد. دزدان وحشت کرده و به او شليک کردند. خوشبختانه ، جري را سريعا پيدا کردند و به بيمارستان رساندند. پس از 18 ساعت جراحي و هفته ها مراقبتهاي ويژه جري از بيمارستان ترخيص شد در حاليکه بخشهايي از گلوله ها هنوز در بدنش وجود داشت . من جري را شش ماه پس از آن واقعه ديدم . هنگامي که از او پرسيدم که چطور است پاسخ داد : " اگر من اندکي بهتر بودم دوقلو مي شدم ! مي خواهي جاي گلوله را ببيني؟ " من از ديدن زخمهاي او امتناع کردم ، اما از او پرسيدم هنگامي که سرقت اتفاق افتاد در فکرت چه مي گذشت جري پاسخ داد : " اولين چيزي که از فکرم گذشت اين بود که بايد درب پشت را مي بستم . بعد ، هنگامي که آنها به من شليک کردند همانطور که روي زمين افتاده بودم، به خاطر آوردم که دو انتخاب دارم : مي توانستم انتخاب کنم که زنده بمانم يا بميرم. من انتخاب کردم که زنده بمانم " پرسيدم : " نترسيده بودي؟ " جري ادامه داد : " کادر پزشکي عالي بودند. آنها مرتبا به من مي گفتند که خوب خواهم شد اما وقتي که مرا به سوي اتاق اورژانس مي بردند و من در چهره دکترها و پرستارها وضعيت را مي ديدم، واقعا ترسيده بودم. من از چشمان آنها مي خواندم " اين مرد مردني است " مي دانستم که بايد کاري کنم ".پرسيدم :" چکار کردي ؟ " جري گفت : " يک پرستار تنومند بود که با صداي بلند از من مي پرسيد آيا به چيزي حساسيت دارم يا نه ؟ من پاسخ دادم : " بله " دکترها و پرستاران ناگهان دست از کار کشيدند و منتظر پاسخ من شدند. يک نفس عميق کشيدم و پاسخ دادم " گلوله " درحاليکه آنها مي خنديدند گفتم : من انتخاب کردم که زنده بمانم . لطفا مرا مثل يک آدم زنده عمل کنيد نه مثل مرده ها ". به لطف مهارت دکترها و البته به خاطر طرز فکر حيرت انگيزش ، جري زنده ماند من از او آموختم که هر روز شما اين انتخاب را داريد که از زندگي خود لذت ببريد و يا از آن متنفر باشيد. طرز فکر تنها چيزي است که واقعا مال شماست و هيچکس نمي تواند آنرا کنترل کرده و يا از شما بگيرد. بنابراين، اگر بتوانيد از آن محافظت کنيد، ساير امور زندگي ساده تر مي شوند. |
|
محققان مي گويند براي آنکه راحت تر مطالبي را که لازم است به ذهن خود بسپاريد يک راه ساده در دسترس است، آن هم بو کردن گل رز است.
محققان آلماني در مطالعات خود به اين نتيجه رسيدند که با بوکردن و وجود داشتن بوي عطر در فضا حتي در حالت خواب افراد، مي توان به حافظه آنها افزود. نتايج اين تحقيق در مجله علمي ساينس به چاپ رسيده است. محققان مدعي شده اند فعاليت بويايي انسان در حالت خواب و شايد ساير فعاليت هاي مغزي در حالت خواب، مي تواند بر حافظه انسان تاثير مثبت بگذارد و باعث شود فرد پس از بيدار شدن ساده تر مسائل را به خاطر بسپارد. يان بورن از دانشگاه لوبک و همکارانش 74 فرد داوطلب را مورد مطالعه قرار دادند. اين افراد در بازي هاي حافظه يي و تمرکز شرکت کردند و مشخص شد کساني که قبل از حضور در بازي يا حتي در حالت خواب قبل از حضور در بازي گل هاي رز را بو کرده اند بسيار بهتر از ديگران نتيجه گرفته اند و جالب اينکه اين افراد در صورت بو کردن گل رز بهتر از زماني که اين گل را بو نکرده اند نتيجه گرفته اند. در نهايت محققان براي آنکه نتيجه تحقيقات را به صورت عددي نشان دهند نتيجه را اين گونه بيان کردند؛ «در حالت عادي 30 داوطلب پس از نشان دادن 50 کارت با تصاوير مختلف 69 درصد آنها را در خاطر داشتند، در صورتي که قبل از بازي يک ساعت در اتاقي با بوي گل رز مي نشستند اين رقم به 76 درصد مي رسيد و در صورتي که افراد يک شب را در اين اتاق مي خوابيدند اين رقم به 86 درصد مي رسيد. گروه بورن مي گويد بوي مناسب و عطرگونه باعث پيشرفت عملکرد مغزي و بهبود حافظه انسان مي شود، البته اين مساله به خصوص در حالتي است که انسان اين بوها را در مرحله خواب عميق در محل خوابش استشمام کند. |
|
از آب آرام و بی حرکت بترسید که خیلی خطرناک تر از آبی است که جریان دارد . ( کردی ) آنچه ترک برداشته است باید بشکند . ( مالایا ) اگر باید بمیری ، خیلی بهتر است تمساح تو را بخورد تا اینکه ماهیان کوچک قطعه قطعه ات کنند . ( مالایا ) اگر باد نباشد درختان نمی لرزند . ( مالایا ) ابر سیاه فقط تهدید می کند . این ابر سفید است که باران می دهد . ( شرقی متفرقه ) از کسی که گدا بوده گدایی مکن و پیش کسی هم که نوکر بوده خدمت مکن . ( اسپانیولی ) انسان باید به احمق و گاو نر راه بدهد . ( اسپانیولی ) اگر ابلهان به بازار نمی رفتند ، کالای بنجل به فروس نمی رفت . ( اسپانیولی ) اگر می خواهی زیاد عمر کنی ، در جوانی پیر بشو ! ( اسپانیولی ) اگر می خواهی شناخته شوی حرف بزن . ( اسپانیولی ) از کسی که با چاقوی خود دست خود را می برد نترس . ( اسپانیولی ) |
|
چرا باید از مرگ بترسیم ؟ بایر به چهره مرگ بنگریم و ببینیم در آن چه می یابیم . از دو حال بیرون نیست : یا بیهوشی و خوابی شیرین و بی رویا ، و یا مسافرتی به یک دنیای تازه . جایی که با شریف ترین و خردمندترین مردم زمان گذشته انیس و قرین توان شد . پس در هر حال از شما می خواهم با شادی و امید با مرگ رو به رو شوید . ( سقراط ) هوش و استعداد خود را پرورش ده ولی نه از راه مطالعه صرف ، بلکه بوسیله تفکر توام با عمل . تمایل اکثر فضلا به مطالعه شبیه تلمبه است ، خالی بودن مغزهای خودشان موجب می شود که افکار مردم دیگر را به سوی خود بکشند ؛ هر کس زیاد مطالعه کند به تدریج قدرت تفکر را از دست می دهد . ( شوپنهاور ) با مردم نرم خو به مهربانی رفتار کنید و با ستم پیشگان به عدالت . به عبارت دیگر بد و نیک آن ها را پاداشی در خور عملشان بدهید . ( کنفو سیوس ) هیچ چیز در جهان از آب نرم تر نیست . با این همه در مقابله با پلیدی ها و سختی ها هیچ چیز تاب مقاومت با آن را ندارد . ( کنفو سیوس ) خدا هیچ یک از این ها که می گویید نیست . او عاشق انسان نیست ، بلکه معشوق اوست . ساکنی است که جهان از او در جریان است . ( ارسطو ) تنها راه پایان دادن به دزدی ، دست کشیدن از سود جویی است . زیرا هر چه کمتر نفع ببرید ، کمتر می توانید اشیایی برای دزدیدن دیگران بخرید ! ( کنفو سیوس ) با سنگ ها یی که بر سر راهت می گذارند هم می توانی چیز قشنگی برای خود بسازی . ( اریک کستنر نویسنده آلمانی ) |
|
سكانس اول :
داستان با احياي يك كابوس كهنه آغاز ميشود. مردم و رسانهها ناگهان به خاطر ميآورند كه علت صدور قبضهاي سنگين تلفن همراه وجود همزاد سيم كارتهايي است كه در دست دارند. ماجراي كپي سيم كارت بالا ميگيرد، اما اين بار بر خلاف گذشته كه موضوع كپي سيم كارت بي دليل مسكوت ماند، شدت پيدا ميكند. موضوع به اندازهاي جدي ميشود كه وزير ارتباطات و تمام مردانش براي تكذيب اين موضوع آستين بالا ميزنند. موضوع ماندن و رفتن يك اپراتور تلفن همراه در بازاري است كه با ورود دو اپراتور غير دولتي به شدت رقابتي شده و اگر مشتركان اين اپراتور از وجود همزاد سيم كارت خود احساس ناامني كنند...! سكانس دوم : وزير ارتباطات در نشست مطبوعاتي كه هفته پيش برگزار شد، ميگويد: اين موضوع (كپي سيم كارت) صحت ندارد و سيستمهاي مخابراتي در اين رابطه محفوظ هستند. پس از وزير، روابط عمومي شركت ارتباطات سيار هم اعلام ميكند كه سيم كارتهاي اين شبكه (اپراتور اول) قابليت كپي برداري ندارند. اين چيزي است كه مديران شركت مخابرات هم ميگويند و بر آن تاكيد ميكنند.با اين وجود، مشتركان تلفن همراه، مطبوعات و خبرگزاريها دستبردار نيستند. شايعه كپي سيمكارت به اندازهاي قوت ميگيرد كه ديگر نميتوان در برابر آن مقاومت كرد. سكانس سوم : يك خبر بد ميرسد، رييس انجمن فروشندگان سيم كارت خبر از فروش يك دستگاه كپي سيم كارت به قيمت 20 هزار تومان در بازار ميدهد كه همراه يك بسته سيم كارت خام، نرمافزار و كابل رابط رايانهاي است. اين خبر بد(كه چندان هم غيرمحتمل نيست) سد دفاعي اپراتور اول را ميشكند. مدير روابط عمومي ارتباطات سيار و رييس هيات مديره مخابرات اولين كساني هستند كه رسما اعلام ميكنند، امكان كپي سيم كارت وجود دارد و به تازگي يك مورد نيز شناسايي شده است. آنها با اين حال ميگويند: قابليت كپيبرداري، مربوط به سيمكارتهاي قديمي است و سيمكارتهاي جديد قابل كپي شدن نيست.آنها به مشتركان خود هشدار هم ميدهند، مراقب باشيد سيم كارتتان را به افراد ناشناس ندهيد و از مراكز معتبر اقدام به تهيه سيم كارت كنيد! روابط عمومي اپراتور اول، اين را هم ميگويد كه اگر به طور همزمان از يك شماره دو مكالمه صورت بگيرد و مردم هم سيم كارتشان را به اغيار ندهند، ميتوانيم با اين مشكل برخورد كنيم. نقد فيلم : به نظر ميرسد كارگردان در دو سكانس نخستين فيلم، قصد دارد مخاطب خود را در شك و ترديد نگه دارد. غافل از اينكه تمام تماشاچيان ميدانند سيم كارت كپي شدني است. به همين دليل سكانسهاي پاياني، موضوع را علني ميكند و داستان را در فضايي واقعيتر و منطقيتر دنبال ميكند. با اين حال نميتوان اشتباه فاحش در ساختار داستان را ناديده گرفت.از جمله اينكه، هيچ آدم عاقلي سيم كارت تلفن همراه خود را دست آدمهاي ناشناس نميدهد و يا اگر مشتركي متوجه وجود همزاد سيم كارت خود نشد و يا اين شانس را نداشت كه به طور همزمان با همزاد خود مكالمه كند، چه كسي به داد او خواهد رسيد؟ با تمام اين حرفها، فيلم قشنگي بود ! |
|
فتحعلي اويسي خيلي دير متوجه شد كه چه استعدادي در نقشهاي طنز دارد، شايد اگر زودتر متوجه ميشود خود را در اين قالب جا ميداد، او كه تحصيلاتش را در آمريكا گذراند، به جز بازي در مجموعههاي طنز تلويزيوني در چند سال اخير، در فيلمهاي زيادي نقشهاي به يادماندني ايفا كرد، ناخدا خورشيد، سرب، بانو، ميخواهم زنده بمانم و همچنين بازي در مجموعه «سردار جنگل» نقشهاي به يادماندني اوست، خيليها بر اين عقيدهاند كه اين بازيگر پا به سن گذاشته، هنوز هم لايه هاي ناشناخته اي در بازيگري دارد كه شايد روزي آن ها را هم به منصه ظهور برساند، بازيگري كه ميميك صورتش بينظير است. او هم ميتواند با نوع نگاهش و در هم كشيدن ابروان، هر بچه و آدم بزرگي را بترساند و هم ميتواند با چهره بشاش و خندههاي متوالياش، شما را به ريسه بيندازد. فتحعلي اويسي بازيگري است كه بايد او را تمجيد و تقدير كرد، بخوانيد كه او چه ميگويد:
![]() * قبل از انقلاب من در آمريكا بودم و هشت سال در رشته بازيگري و كارگرداني در دانشگاه ايالتي تگزاس تحصيل ميكردم، فعاليتهاي من تنها دانشجويي بود و فعاليتهاي حرفهاي نداشتم، بيشتر فيلمهاي كوتاه ميساختيم. * قبل از انقلاب هيچ فعاليت هنري در ايران نداشتم و از سال 55 به ايران برگشتم. * تا وقتي تئاتر بازي نكنيد مزه آن را حس نخواهيد كرد، شنيدهام و استنباط من اين است كه تئاتر زنده است و بازيگري روي صحنه آن خيلي زيباست، تجربهاي نداشتهام ولي وقتي سر صحنه فيلم، بازي ميكنيم و مردم جمع ميشوند در صحنههاي خندهدار ميخندند و اگر حزنآور باشد غمگين ميشوند، به اين دليل فكر ميكنم تئاتر خيلي ميتواند جذاب باشد چون مستقيم با عكسالعمل تماشاگر و مخاطب برخورد دارد. * علاقه من بيشتر به بازيگري بود تا كارگرداني، دو سال پياپي در سالهاي 47 و 48 در دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران امتحان دادم و در آزمون شفاهي قبول شدم اما در امتحان كتبي نمره قبولي نگرفتم، آن موقع اسماعيل شنگله و حميد سمندريان امتحان ميگرفتند. بعد از قبول نشدنم در سال دوم حضورم در امتحان ورودي، چون به اين رشته علاقه داشتم و قبوليم در امتحانهاي شفاهي نشان ميداد استعداد دارم به نظرم رسيد بروم خارج از كشور، به سمندريان گفتم اگر شده بروم خارج ميروم و در اين رشته تحصيل ميكنم، دو سال قبل با آقاي سمندريان يك تلهتئاتر تلويزيوني كار كردم و دقيقا اتفاقات آن سالها يادش بود. برای خواندن مصاحبه ، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید. ادامه مطلب |
|
در پی اختلافات قبلی ، فيفا ، كليه فعاليتهای فوتبال ايران را به حالت تعليق نامحدود درآورد. در همين زمينه، آحاد مختلفی از امت هميشه در ميدان درخواست رهنمود براي حل اين معضل را داشته و دارند. متأسفانه از آنجايی كه اينجانب، هيچ علاقهای به فوتبال ندارم و تا همين چند وقت پيش نمی دانستم كه رسول خادم در نوك حمله بازی میكند يا پاسور لب تور است ، هيچ راهحلی برای اين مشكل به ذهنم نمیرسد. با وجود اين، با توجه به اينكه اين روزها اظهارنظر در مورد فوتبال برابر است با ابراز وجود و ساكت بودن و راهكار ندادن براي اين معضل، از حناق گرفتن هم بدتر است، از بقيه تخصصهايمان استفاده كرده، يك سری راهحل تلفيقی را «نديد» ارايه ميدهم:
۱ - حل مشكل به شيوه دولت خدمتگزار : اول با خودمان ميگوييم: «ما رو تعليق كردن؟ ... غلط كردن تعليق كردن... اصلا اونها چه كارهان كه ما رو تعليق كنن... پدرشونو درمياريم... لامصبها» و بعد يك نامه 63 صفحهاي خطاب به رئيس فيفا مينويسم و در آن از وضعيت نابهنجار سياهپوستان در آمريكا و فساد سفيدپوستان در آفريقاي جنوبي و سوراخ شدن لايه اوزون و انقراض ببر بنگال در استراليا گلايه ميكنيم. بعد نامه را ميدهيم وزارت امور خارجه تا نامه را براي دبيركل سازمان ملل پست كند و بعد از مشاور جوانمان ميپرسيم: «من واسه چي نامه نوشتم؟». ۲ - حل مشكل به شيوه گفتوگوي تمدني : در يك سخنراني سه ساعته، ضمن تجليل از فرهنگ غني انگلوساكسون، شرح مبسوطي از تاريخ پيدايش فوتبال به دست (يا پاي) مردم شريف انگلستان ارايه ميدهيم. بعد، ضمن قبول تمام اشتباهات تاريخ فوتبال و عذرخواهي شديد از تمام اعضاي فيفا، التماس ميكنيم ما را از تعليق دربياورند و قول ميدهيم اگر اين كار را بكنند، ما هم تمام فعاليتهاي اتميمان را تعليق كنيم. ۳ - حل مشكل به شيوه كارگزارانی : يكي از بچهها را احضار ميكنيم و يك چك سفيدامضا ميدهيم به دستش تا برود سرِ سه سوت مشكل با «سپ بلاتر» را حل كند. فقط قاطعانه يادآوري ميكنيم كه اگر اين دفعه هم ناخنك بزند، دمار از روزگارش درميآوريم. ۴ - حل مشكل به شيوه انصار : تيليف ميزنيم به بروبكس، دويست تا آدم، 150 تا موتور هوندا، سه تا بلندگو دستي، پنجاه تا چوب دستي، ده تا نانچيكو، چهار ليتر بنزين... همه دم در نمايندگي سفارت فيفا تو ايران جمع بشن. (ئه!... سفارت نداره؟ حالا اينا رو چيكار كنيم؟). ۵ - حل مشكل به شيوه اصلاحطلبان نارنجي : به پرستو جون ميگيم يه پتيشن درست كنه توي اينترنت، كه توش نوشته باشه كه مقصر همه اينا احمدينژاده و ما بمب اتم نميخوايم و سنگسار بايد لغو بشه و دخترا بايد برن ورزشگاه و... اگر تهش جا بود، به اين حكم فيفا هم اعتراض ميكنيم. بعد اون رو ميذاريم روي اينترنت واسه هشت ميليون امضا و هيفده سال صبر ميكنيم تا امضاها كامل بشن. ۶ - حل مشكل به شيوه تحريميها : منبع : بازتاب |
|
برای يک پياده روی در تعطيلات آخر هفته آماده ای؟ (میدونم که زوده ، ولی زودتر گفتم که وقت فکر کردن داشته باشی ! اگه آماده ای ، پس مسير رو دنبال کن! نبینی ازکفت رفته ! برای دیدن عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید. ادامه مطلب |
|
شايد به جرات بتوان ادعا كرد استارت آشنايي ايرانيها با ويكيپديا، دانشنامهي آزاد و معروف را تقريباً دو سال پيش ضميمهی كامپيوتري يكي از نشريات فعال و پرتيراژ روزانه زد. يكي از 10 وبسايت برتر دنيا از جهت تعداد بازديدكننده كه به طور متوسط در روز بيش از 60 ميليون كليك روي لينكهاي آن انجام ميشود.
به گزارش WikiMedia، تا اواسط سال 2006 ميلادي بيش از 4 ميليون و 600 هزار مقاله در آن ثبت و نوشته شده است. وضعيت ويكي پديا به اذعان مديران بلند پايهی آن، به عنوان يك مرجع هميشه مورد اختلاف بوده است. گاه آن را به خاطر توزيع رايگان، خاصيت قابل ويرايش بودن و گستردگي عناوين ستودهاند و گاه آن را هنگام مقايسه با دانشنامههاي سنتي به خاطر عدم اطمينان و اعتبار، جانبداريهاي يكسويه و نقص بعضي از عناوين مورد انتقاد قرار دادهاند. اسناد و مدارك آن در رسانههاي جمعي و مراكز علمي مورد نقل قرار گرفته اند و مقالههاي آن نيز تحت مجوز حق تاليف آزاد گنو قابل دسترسي هستند، همينطور مطالب و نوشتههاي ويكيپديا تا به امروز مرجع بسياري از مطالب نشرياتي همانند Time، The Economist، USA Today و BBC News بودهاند هرچند كه Open Source بودن اين دانشنامه، در بسياري از موارد نيز اعتبار آن را زير سوال برده است. يكي از مشكلات اصلي ويكي پديا، تبديل شدن آن به محلي براي تبليغ شخصي افراد، گروهها، سازمانها و وبسايتهاي گمنام و ناآشنا به دليل بالا بودن ميزان بازديدكننده و محبوبيت رسمي اين سايت مرجع بزرگ محسوب ميشود كه تقريباً در همهي زبانهاي ويكيپديا نيز چنين مشكلي وجود دارد. با تمام تفاسيري كه از ويكيپديا رفت، شايد كساني كه كمتر به صورت دقيق و از نزديك با اين دانشنامه آشنا باشند، تصور ميكنند بخش فارسي ويكي نيز مانند زبانهاي ديگر آن فعال و پركار است، در حالي كه يك مقايسهي ساده بين آمار مقالههاي نوشتهشده در زبانهاي مختلف پروژهي ويكي، نشان ميدهد ويكيپدياي فارسي كجاي كار است... بالغ بر يك ميليون و سيصد هزار مقالهي ويكيپديا، به زبان انگليسي نوشته شدهاند يعني تقريباً سي و پنج درصد مطالب دانشنامه، همينطور 430 هزار مقاله به زبان آلماني، 320 هزار مقاله به زبان فرانسوي و 250 هزار مقاله به لهستاني نوشته و منتشر شدهاند. اين در حالي است كه آخرين آمارها، به وجود تنها 15 هزار مقالهي فارسي در ويكيپديا اشاره دارد و اين يعني تقريبا 375/0 درصد از كل مقالات اين دايرهالمعارف. Wikipedia 229 ويرايش زباني دارد كه در بسياري از آنها كمتر از 10 مقاله قرار دارند و اين ارقام نشاندهندهي نوپا بودن بسياري از گروههاي زباني است كه اخيراً به مجموعهي ويكي اضافه شدهاند و در حال گسترشند براي مثال جمعي از زبانشناسان گيلاني اخيراً بخش گيلكي را نيز به ويكيپديا اضافه كردهاند كه در اين بخش تا امروز 3 مقاله قرار داده شده است و دشواري آوانگاري زبان گيلكي به عنوان يكي از كهنترين زبانهاي داراي ريشهي هند و اروپايي، عاملي بر كند بودن روند اضافه شدن مقالات به آن محسوب ميشود كه حتي دست بوميهاي منطقه براي نوشتن رسمي با رسمالخط استاد بخشزاد محمودي (رسم الخط استاندارد گيلكي) دقيقاً باز نيست. از 229 ويرايش زباني، 150 مورد گروه فعال در ويكيپديا فعاليت ميكنند و انگليسي، آلماني، فرانسوي، لهستاني، ژاپني، هلندي، ايتاليايي، سوئدي، پرتغالي و اسپانيايي 10 زباني هستند كه در آنها بيش از 100 هزار مقاله قرار داده شده است، همينطور جالب است بدانيم زبانهاي خانوادهي ژرمن در ويكيپديا همانند زبان فنلاندي، نروژي بوكمال يا اتريشي مجاري به تنهايي بيش از 2 ميليون مقالهي ويكي را دربرميگيرند. اگر از تاريخچهي ويكيپديا خواسته باشيم، خوب است بدانيم كه بنياد غيرانتفاعي ويكيمديا بر اساس مدخل سالنامهها، فرهنگهاي جغرافيايي و رخدادهاي روز به پشتيباني علمي و اعتباري ويكيپديا و پروژههاي خواهرخواندهي آن مانند WikiWord، WikiQoute و MetaWiki ميپردازد. همينطور ريشهي واژهي ويكي به يك اصطلاح محلي سواحل هاوايي به معناي "تند و تيز" برميگردد. در ابتداي سال 2005 ميلادي، آمارهاي ويكيمديا نشان داده كه به طور تقريبي، حدود 13 هزار ويرايشگر در ويكيپديا فعال هستند كه به طور متوسط در روز حدود 5 ويرايش روي مقالات مختلف اين دانشنامه انجام ميدهند، همينطور بخش عمدهي مراجعات به ويكيپديا از سوي كاربراني صورت ميگيرد كه داراي Account نيستند و كمتر دست به ويرايش ميزنند. ويكيپديا با وجود مخالفان شديد و بسيار زيادي كه دارد، اما در بسياري موارد نيز به شكلي قوي به عنوان يك مرجع مورد اعتماد، استفاده و رجوع شده است. مجلهي كامپيوتري آلماني C,t در اكتبر 2004 همزمان با مهرماه 83، مقايسهيي بين دايرهالمعارف BrackHouse Premium، Microsoft Encarta و Wikipedia انجام داد و بعد از مقايسهي مقالات متعدد توسط كارشناساني كه 66 نقد و بررسي از منابع گوناگون را مطالعه كرده بودند، به هر يك از دانشنامهها نمرهيي از سقف 5 اختصاص داد كه سهم ويكيپديا از اين ميان، 6/3 نمره، براكهاوس 3/3 و اينكارتا 1/3 نمره بوده است. ميگ و هرينگ هم كه دو نفر از استادان دانشگاه اينديانا پليس آمريكا هستند، در تحليلي راجع به دانشنامههاي مهم جهان، ويكي پديا را اينطور تحليل ميكنند: "ويكيپديا در قلمروهايي كه توانايي بيشتري دارد، همچون فناوري و وقايع جاري، منابع اطلاعاتي سنتي را بهبود ميبخشد" اين دايرهالمعارف عظيم اينترنتي كه توسط جيمي ولز و لري سانگر بنا نهاده شد، دو متخصص فناوري اطلاعات كه قبلاً تحت نظر شركت پورتال وب بوميس تا سال 2000 ميلادي دايرهالمعارف آزاد نوپديا مشابه ويكي را مديريت ميكردند، جايزهي Golden Nica For Digital Communities را كه توسط Pix Ars Electronica هرساله اعطا ميشود دريافت كرد. همينطور بنياد ويكي موفق به كسب جايزهي Judges Webby و بعدها جايزهي معتبر Web Creation از سوي انجمن تبليغكنندگان ژاپن شد. اين جايزه همواره به افراد يا گروههايي اعطا ميشود كه در پيشبرد اهداف و گسترش محتواي ژاپني روي وب، نقش به سزايي بازي ميكنند. در حال حاضر بيش از 230 هزار مقاله به زبان ژاپني در ويكيپديا درج شده است كه يك رقم باورنكردني به شمار ميرود! |
|
به من ميگن علي کيه علی امام عاشقاست به من ميگن علي کيه علی داغ دل شقايق هاست =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-= باور نمي كنيم كه شمشيري پركينه ، اقيانوسي را توان شكافتن داشته باشد. باور نمي كنيم كه ضربتي نفاق آميز ، خورشيد را از نورانی ات اندارد. و امشب سرخ ترين پرواز نماز ، از رواق خون گرفته محراب بندگی است. شب جان سوزترين ناله های نخلستان |
|
غذاي ايتاليايي "غذاي ايتاليايي براي هميشه" سايتي است كه به هنر آشپزي ايتالياييها پرداخته است. اين سايت، خيلي بيشتر از صرفاً آرشيوي از دستور پخت غذاهاي متنوع است و پر از مقالات و مجلاتي است كه واقعاً علاقه ايتالياييها را به خوراك و آشپزي نشانميدهد. با مشاهده عكسهاي متنوعي كه در سايت ارائه شده است، به اين حقيقت خواهيد رسيد. در صفحه شروع، دستور پخت غذاي ويژه امروز ذكر ميشود كه در صورت كليك روي آن، صفحه جديدي باز خواهد شد. پانل سمت چپ، شما را مستقيماً به قسمتي ميبرد كه دوست داريد. در قسمت Recipes انواع غذاها به صورت دستهبنديشده معرفي شدهاند؛ از غذاهاي گوشتي و سبزيجات گرفته تا انواع سوپ و كلوچه و سالاد. شايد بد نباشد براي ميهماني بعدي، يكي از اين غذاها را انتخاب نماييد و ميهمانان خود را ذوقزده كنيد. البته پيشنهاد ميكنم يك بار قبل از روز ميهماني غذا را براي خودتان بپزيد تا ميهمانان زياد هم ذوقزده نشوند!
آسمان آبی است
مغز بيرونكش آخرين سايت برگي از وب اين شماره را اختصاص ميدهيم به سايتي كه مغزتان را بيرون ميكشد. BrainPOP از آن سايتهاي سرگرمي است كه هم به درد بچهها ميخورد و هم بزرگترها. طراحي رنگارنگ و زيباي سايت آدم را ياد كتابهاي علمي - آموزشي دوران كودكي مياندازد. اما سايت به قدري خوشرنگ و تخيلي است كه بيشتر جنبه تفريح به آن داده است تا مطالعه.با اين حال فريب اين رنگآميزي زيبا و طراحي شكلاتي را نخوريد؛ محتواي سايت سنگين و آموزشي است. صفحه اصلي حاوي شش بخش مختلف است: علوم، رياضيات، انگليسي، علوم اجتماعي، بهداشت و فناوري. داخل هر بخش، صدها فيلم كوتاه انيميشن وجود دارد كه زبان و صداي آنها بهگونهاي است كه كودكان بفهمند. لينكهايي نيز به مقالات برجسته و علمي در صفحه شروع قرار داده شده است. كليك روي هر بخش (مثلا Health) شما را به صفحه ديگري ميبرد كه موضوعات مختلفي درباره آن بخش دارد. مثلا (Digestion DNA). بيشتر اين موضوعات غيررايگان هستند. اما چند مورد رايگان هم وجود دارند كه در بالاي فهرست آمدهاند. وقتي محتواي يكي از اين موضوعات رايگان را ببينيد، قبول خواهيد كرد كه زحمت زيادي براي آن كشيدهشده و صاحب سايت حق داشته كه بيشتر قسمتها را غيررايگان كرده است. بعد از مشاهده هر فيلم، نوبت به آزمون ميرسد. سؤالاتي مطرح ميشوند كه پاسخ آنها در فيلم آمده است. سؤالات به صورت چندگزينهاي هستند و در پايان نمره ميگيريد و اگر بخواهيد ميتوانيد برگرديد و جوابهاي صحيح را ببينيد. | ||||||||||
|
آموخته ام که عشق مرکب حرکت است نه مقصد حرکت.
آموخته ام این عشق است که زخم ها را شفا می دهد نه زمان. آموخته ام تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید تو مرا شاد کردی. آموخته ام گاهی مهربان بودن بسیار مهم تر از درست بودن است. آموخته ام مهم بودن خوب است ولی خوب بودن از آن مهم تر است . آموخته ام تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند. آموخته ام وقتی با کسی روبرو می شوم انتظار لبخند از سوی من دارد. آموخته ام لبخند ارزانترین راهی است که می توان با آن نگاه را وسعت بخشید. آموخته ام باد با چراغ خاموش کاری ندارد. آموختم خوشبختی ، جستن آن است نه یافتن آن. آموخته ام که قطره دریا است اگر با دریاست . و آموخته ام ....... !!! |
|
محققان ميگويند لبخند معروف موناليزا اثر لئوناردو داوينچي ، بر چهره يك زن باردار يا تازه فارغ شده دلالت ميكند.
به گزارش بيبيسي ، دانشمندان كانادايي با استفاده از اسكنهاي مادون قرمز و ليزري تصاوير سه بعدي را از اين تابلو تهيه كردهاند. |
|
برخی از روانشناسان عقيده دارند رنگی که برگزيده و دلخواه کسی است ميتواند گويای خصوصيات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زير چکيده ای است که بر اساس اين نظريه و پس از سالهای پژوهش نگاشته شده است.
قرمز: خوش قلب اما خودپرست اين رنگ مظهر شدت و زياده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداكاری و خشونت و خون و آتش. كسی كه به اين رنگ علاقه دارد هرگز نمي تواند در زندگی بی تفاوت باشد. اين گونه اشخاص تند و سركش و در عين حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شكست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است. قضاوتهاي عجولانه و ناگهاني در مورد ديگران اغلب سبب از بين رفتن دوستي هايشان مي شود، با آن كه در عشق كاملاً فداكارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفكر و جويا شدن علت مي جنگند. دو عيب بزرگ خودپرستی و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور كلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصيات متضادی هستند. صورتی: مورد علاقه ديگران رنگ صورتي درواقع همان قرمز است كه كمرنگ شده باشد. اگر به اين رنگ علاقه داريد تمام صفات رنگ قرمز را كمی ملايمتر دارا می باشيد، با گذشت هستيد و در عشق، تندی نشان نمی دهيد. ديگران را خوب درك مي كنيد و با اطرافيان خود با ملايمت و لطف رفتار می كنيد و به دليل نشاط و شادابي تان مورد علاقه اطرافيان خود هستيد. آنهايي كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب شكستها، خشونتها و دشواري های زندگی را تحمل كرده اند و با مشكلات فراوان مواجه شده اند. آبی: نظم، پشتكار، تنهايی رنگ آبی از رنگهايی است كه طرفداران زيادی دارد. اگر به اين رنگ علاقه داريد، كاملاً می توانيد هوس و احساسات و هيجانات خود را كنترل كنيد. ظاهر آرام شما ديگران را وادار مي كند كه به شما احترام بگذارند و دوست داريد پيوسته مورد احترام و ستايش ديگران قرار بگيريد. در خريد و پوشش لباس قناعت می كنيد و به علت شرم و حيا و گاه غروری كه داريد ميل داريد اغلب تنها باشيد. حماقت و عدم فهم ديگران شما را كسل می كند و كسانی كه از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می كنند. كارهای خود را از روي نظم و ترتيب و بر پايه قواعد معينی انجام مي دهيد. يكی از صفات مشخص شما پشتكار شماست. ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران رنگ اسرارآميز و باشکوهی است. دوستداران اين رنگ پيوسته مجذوب زيبايی ها و ظرافتها مي شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با اين دسته لذتبخش است که امور معنوی بيشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نيز هست! قهوه ای: قابل اعتماد اگر رنگ قهوه اي را دوست داريد كاملاً می توان روی شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپيشه وكمی فيلسوف مآب هستيد. به ندرت تغيير عقيده مي دهيد و با آن كه كمتر تصميم می گيريد اما هر بار كه تصميمی بگيريد آن را به مورد عمل می گذاريد. شما كاملاً در نگهداري پول و اسرار ديگران قابل اعتماد هستيد. ميل داريد پيوسته در عالم خودتان باشيد و گاهی اوقات با اطرافيان خود رفتار خشونت آميزی در پيش می گيريد. در عشق هرگز بدبين و تند نيستيد. خاكستری: احساس بی نيازی اين رنگ مظهر چشم پوشي از خوشی های دنياست. كسانی كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب در زندگي احساس رضايت می كنند، خاكستری رنگ عقلا است و جوانانی كه به اين رنگ اظهار علاقه می كنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال ميدانند و در زندگي احساس بی نيازی می كنند. در عشق بر افراد مسن تر از خود تمايل دارند و اغلب كسانی كه از نظر فكر و ايده به آنها برتری دارند خيلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت. پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز رنگی است تركيبی و آنهايی كه اين رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متكی به نفس نيستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می كنند. نفوذ در اين گونه افراد مشكل است كسی كه آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج كند. هوسباز نيستند و اگر با كسی دوستی كنند صداقت و فداكاری دارند. اگر افراد اين دسته با كسی كه خصوصيات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج كنند سعادتمند می شوند. سبز: كنجكاوی رنگ سبز طبيعت وتازگی است. اگر به اين رنگ علاقه داريد زندگي با شما آسان است. نقطه اشتراك فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی داريد روابط شما با ديگران بر پايه ی اصول و قرارداد است. دوست نداريد كه در زندگيتان حوادثی به وقوع پيوندد اما كنجكاوانه به ماجراهای زندگی ديگران توجه داريد. فيروزه ای: اسرارآميز و پند ناپذير دوستداران اين رنگ اسرارآميزند و احساساتی و كارهای شخصی خود را به خوبی اداره می كنند. پشتكار دارند و باثباتند و به نصايح ديگران در مورد كارهای خود كمتر توجه دارند. فيروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است. سياه: خوش ذوقی و ظرافت طبع اين رنگ برخلاف عقيده ی همگان رنگ نوميدی و عزا نيست بلكه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران اين رنگ هستيد مسلماً به شخصيت اطرافيان خود احترام می گذاريد و برای آن كه ديگران را با ارزش و برجسته نشان دهيد از هيچگونه كمكی به آنها دريغ نمی كنيد و هرگز خود را به ديگران تحميل نمي نماييد همچنين عقايد و نظريات ديگران را به آسانی مي پذيريد. |
|
يک مرکز خريد وجود داشت که زنان مي توانستند به آنجا بروند و مردي را انتخاب کنند که شوهر آنها باشد. اين مرکز 5 طبقه داشت و هر چه که بالاتر مي رفتند خصوصيات مثبت مردان بيشتر مي شد ؛ اما اگر در طبقه اي دري را باز کنند ، بايد حتما آن مرد را انتخاب کنند و اگر به طبقه بالاتر رفتند ديگر اجازه برگشت ندارند و هر شخص فقط يک بار مي تواند از اين سيستم استفاده کند.
روزي دو دختر که با هم دوست بودند به اين مرکز رفتند تا شوهر مورد نظر خود را انتخاب کنند. در اولين طبقه بر روي در نوشته شده بود : اين مردان شغل و بچه هاي دوست داشتني دارند. دختري که تابلو را خوانده بود گفت : خب ، بهتر از کار نداشتن يا بچه نداشتن است ولي دوست دارم ببينم بالاتري ها چگونه اند. پس رفتند طبقه بالا. در طبقه دوم نوشته بود : اين مردان شغلي با حقوق زياد ، بچه هاي دوست داشتني و چهره اي زيبا دارند. دختر گفت : هوممممم ؛ طبقه بالاتر چه جوريه .... ؟ طبقه سوم : اين مردان شغلي با حقوق زياد ، بچه هاي دوست داشتني و چهره اي زيبا دارند و در کار خانه هم کمک مي کنند. دختر : واي ... ، چقدر وسوسه انگيز ، ولي بريم بالاتر و دوباره رفتند. طبقه چهارم : اين مردان شغلي با حقوق زياد ، بچه هاي دوست داشتني و چهره اي زيبا دارند همچنين در کار خانه هم کمک مي کنند و هدف هاي عالي در زندگي دارند. آن دو واقعا به وجد آمده بودند. دختر گفت : واي چقدر خوب ، پس طبقه آخر ممکنه چه چيزي باشه ؟! آنها گريه کردند. پس به طبقه پنجم رفتند ، آنجا نوشته شده بود : اين طبقه فقط براي اين است که ثابت کند زنان راضي شدني نيستند. از اينکه به مرکز ما آمده ايد متشکريم و روز خوبي را براي شما آرزومنديم ! |
|
زن با عصبانیت می پرسد :
راستی این بچه مال کیه ؟ وقتی داخل شکم من است ، بچه تو است. وقتی پای خرج و مخارج بیمارستان پیش می آید ، بچه من است. وقتی همه از قشنگی و تپلی اش تعریف می کنند ، بچه تو است. وقتی جیش می کند و گرسنه می شود و هوار می زند ، بچه من است. وقتی اولین کلمه را می گوید که معلوم نیست به به است یا بابا ، حتمآ بچه تو است. اما وقتی اولین بی ادبی را می کند ، بچه من است. وقتی درباره شباهت او حرف می زنند ، بچه تو است. اما وقتی پول پوشک و لباس و دکتر و شیر را می خواهم ، بچه من است. وقتی به مدرسه می رود و باید به درس او رسیدگی کرد و به مدرسه اش سر زد ، بچه من است. اما وقتی در کارنامه اش نمره های ۲۰ می درخشد ، بچه تو است. واقعآ این بچه مال من است یا تو ؟ |
|
صفحه نخست پست الکترونیک پروفایل مدیر وبلاگ عناوین مطالب آرشیو |
| آرشیو موضوعی |
|
مقالات اخبار گوناگون نرم افزار |
| پیوندها |
|
پارسیک ایسنا ایرنا وین بتا نارنجی کیبرد آزاد مگا رپید فناوری اطلاعات علیرضا شیرازی اگزا گام به گام با لينوكس |
|
|