![]() |
![]() |
|
|
يک مرکز خريد وجود داشت که زنان مي توانستند به آنجا بروند و مردي را انتخاب کنند که شوهر آنها باشد. اين مرکز 5 طبقه داشت و هر چه که بالاتر مي رفتند خصوصيات مثبت مردان بيشتر مي شد ؛ اما اگر در طبقه اي دري را باز کنند ، بايد حتما آن مرد را انتخاب کنند و اگر به طبقه بالاتر رفتند ديگر اجازه برگشت ندارند و هر شخص فقط يک بار مي تواند از اين سيستم استفاده کند.
روزي دو دختر که با هم دوست بودند به اين مرکز رفتند تا شوهر مورد نظر خود را انتخاب کنند. در اولين طبقه بر روي در نوشته شده بود : اين مردان شغل و بچه هاي دوست داشتني دارند. دختري که تابلو را خوانده بود گفت : خب ، بهتر از کار نداشتن يا بچه نداشتن است ولي دوست دارم ببينم بالاتري ها چگونه اند. پس رفتند طبقه بالا. در طبقه دوم نوشته بود : اين مردان شغلي با حقوق زياد ، بچه هاي دوست داشتني و چهره اي زيبا دارند. دختر گفت : هوممممم ؛ طبقه بالاتر چه جوريه .... ؟ طبقه سوم : اين مردان شغلي با حقوق زياد ، بچه هاي دوست داشتني و چهره اي زيبا دارند و در کار خانه هم کمک مي کنند. دختر : واي ... ، چقدر وسوسه انگيز ، ولي بريم بالاتر و دوباره رفتند. طبقه چهارم : اين مردان شغلي با حقوق زياد ، بچه هاي دوست داشتني و چهره اي زيبا دارند همچنين در کار خانه هم کمک مي کنند و هدف هاي عالي در زندگي دارند. آن دو واقعا به وجد آمده بودند. دختر گفت : واي چقدر خوب ، پس طبقه آخر ممکنه چه چيزي باشه ؟! آنها گريه کردند. پس به طبقه پنجم رفتند ، آنجا نوشته شده بود : اين طبقه فقط براي اين است که ثابت کند زنان راضي شدني نيستند. از اينکه به مرکز ما آمده ايد متشکريم و روز خوبي را براي شما آرزومنديم ! |
|
صفحه نخست پست الکترونیک پروفایل مدیر وبلاگ عناوین مطالب آرشیو |
| آرشیو موضوعی |
|
مقالات اخبار گوناگون نرم افزار |
| پیوندها |
|
پارسیک ایسنا ایرنا وین بتا نارنجی کیبرد آزاد مگا رپید فناوری اطلاعات علیرضا شیرازی اگزا گام به گام با لينوكس |
|
|